عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
692
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
آداب را نمودن بر طبق موازين عقلى كه كار بسيار مشكلى است ) . 1226 من غلب عقله شهوته و حلمه غضبه كان جديرا بحسن السّيرة : هر كه عقلش بر خواهش نفسش و بردباريش بر خشمش بچربد اين شخص سزاوار خوشرفتارى است . 1227 من عرف بالكذب قلّت الثّقة به : هر كه بدروغگوئى معروف گردد اعتماد بوى كم مىشود . 1228 من عرض نفسه للتّهمة به فلا يلومنّ من أساء الظّنّ به : هر كه نفس خودش را در معرض تهمت در آورد البتهّ بايد نكوهش نكند . مگر خود را . 1229 من سرهّ الغنى بلا مال و العزّ بلا سلطان و الكثرة بلا عشيرة فليخرج من ذلّ معصية اللّه سبحانه الى عزّ طاعته فانهّ واجد ذلك كلهّ : هر كه دوستدار دارائى بدون مال و عزّت بدون سلطنت و بسيارى بدون طائفه و عشيرت است البتهّ از خوارى نافرمانى خداى بزرگ بسوى عزّت و ارجمندى فرمانبرداريش رود كه اين كار همگى اينها را در بردارد . 1230 من غشّ النّاس فى دينهم فانهّ معاند للهّ سبحانه و لرسوله : هر كه مردم را در دينشان مغشوش و آلوده سازد ( و آنها را به احكام دينى بدبين سازد ) او دشمن خدا و رسول است . 1231 من اطال الحديث فيما لا ينبغي فقد عرّض نفسه للملامة : هر كه سخن را دراز كند در چيزى كه سزاوار نيست ( و گفتنش بى مورد است ) البتهّ خودش را در معرض نكوهش قرار داده است . 1232 من زاغ سائت عنده الحسنة و حسنت عنده السّيّئة و سكر سكر الضّلالة : هر كه از حق بگذرد نيكى نزدش بدى و بدى نزدش نيكى باشد و از بادهء گمراهى سرمست گردد . 1233 من اعتذر به غير ذنب اوجب على نفسه الذّنب : هر كه بدون داشتن گناه پوزش طلبد گناه را بر خودش لازم